یار آخر

یادداشتهای سعید حسن زاده

یار آخر

یادداشتهای سعید حسن زاده

سلام
نمیدونم تو این دنیای اینترنت دنبال چی یا کی میگشتید که به اینجا پرت شدید ولی باید بگم که انصافا یه جایی اومدی که حداقل دوسه تا مطلب به درد بخور براتون داره. چون خیلی ها مستقیم وارد میشن! یه استقلالی هستم و زیاد فوتبال نگاه نمیکنم! ولی از همون اول عاشق اسم استقلال بودم.
بین این وقتهای اضافی هم که دارم طراحی سایت هم میکنم، اگه خواستید در خدمتتون هستیم.

طبقه بندی موضوعی

۴ مطلب با موضوع «نقد» ثبت شده است


📇 زبان عجیب اداری

این زبان عجیب از کجا آمده است؟!


وقتی می‌خواهید از دستگاه‌های عابر بانک، پول بگیرید، روی صفحه می‌نویسد:

"دستگاه در حال شمارش وجه می‌باشد."

این یعنی: دستگاه دارد پول می‌شمارد.

روی برخی پل‌های عابر پیاده نوشته شده: "تکدی گری، چهره شهر را زشت می‌کند."

این یعنی: گدایی چهرۀ شهر را زشت می ‌کند.

راستی این زبانِ عجیب از کجا آمده است؟ در میان هفتاد میلیون مردم ایران، آیا حتی یک نفر هم هست که به "پول" بگوید: "وجه"؟ یا به پول گرفتن، بگوید: دریافتِ وجه؟

آیا یک نفر ایرانی پیدا می‌شود که به "گدایی" بگوید: " تکدی گری"؟

کسانی که این زبان را به زبان طبیعی مردم ترجیح می‌دهند، اسم آن را گذاشته‌اند "زبان اداری" و خیال می‌کنند که اگر به زبان رایج مردم بنویسند، نوشته‌شان رسمی و اداری نخواهد بود.

پیش از ادامۀ سخن چند جملۀ اداری را با هم بخوانیم:

"اسقاط کافۀ خیارات متصوره از طرفین متعاملین، به عمل آمد، علی‌الخصوص خیار غبن، اگر چه فاحش باشد."

این جملات را در اسناد معاملات می‌نویسند و خیال می‌کنند که به این ترتیب از اصطلاحات تخصصی اداری و حقوقی استفاده کرده‌اند. بی آن که فکر کنند کسی به این زبان حرف نمی‌زند و کمتر کسی است که معنای این جملات عجیب و غریب را دریابد.

"زبان اداری" بازماندۀ نثر منشیانۀ قدیم  و یکی از مظاهر سلطه جویی و استبداد دیوانی است. وسیله‌ای برای حفظ اقتدار نظام اداری و فاصله گذاری میان مردم و کارگزارانِ اداری و قرار گرفتنِ مباشرانِ بورکراسی در موضع برتری، به گونه‌ای که مراجعان به دستگاه اداری، تصور کنند که آن کسی که پشتِ میز نشسته است از آنان برتر است و حق در همه حال با اوست، چون پشت میز نشسته است و زبان اداری بلد است.

تعابیرِ برساخته‌ای مانند: "به پیوست ایفاد می‌گردد"، "ابتیاع فرمایید"، "اطلاع حاصل شد"، "امر به ابلاغ فرمایید" و ده‌ها اصطلاح من درآوردی دیگر، نه فقط به قصد درازنویسی و تکلف زبانی است، بلکه مقصود اصلی از کاربرد این زبانِ دروغین و بی هویت، اعلام برتریِ نظام اداری و کارگزاران اداری است بر دیگران.

حاصل این برتری جویی ، تحقیر و از میدان به در کردنِ مردم، آن است که مراجعه کننده، که به زبان بوروکراسی، می‌شود: "ارباب رجوع!" نه در موضع " ارباب" و صاحب حق، که در موضع برده و بندۀ مطیعِ نظام اداری قرار می‌گیرد.

جملات آمرانه‌ای از این قبیل: "از تمام صفحات شناسنامه‌ات چهار سری کپی بگیر!" "کپی تمام صفحات سند منزل را بیاور!" "این نامه را ببر طبقۀ هفتم برای امضاء بعد ببر طبقۀ زیر زمین برای ثبت دبیرخانه، بعد بیاور همین جا!"

این جملات آمرانه، و بسیاری از فرمان‌های غیر معقول و غیر منطقی، که به عنوانِ "روال اداری" شناخته شده‌اند، در واقع برای مرعوب کردنِ مردم و راندن آنان به موضع انفعال و تسلیم در برابر سلطۀ دیوانی است.

در یکی از دانشگاه‌ها، دو اتاق مجاور هم بود که دانشجویان، باید به ترتیب پرونده‌شان را به آن دو اتاق می‌بردند. درِ یکی از اتاق‌ها بسته بود. (درِ اتاق در زبان اداری می‌شود: دربِ اتاق!) روی درِ بسته نوشته بود: مراجعه از حیاط دانشگاه.

دانشجویان باید مسیری طولانی را زیر آفتاب می‌رفتند و بعد زیر پنجرۀ آن اتاق، در آفتابِ گرم تابستان، می‌ایستادند تا نوبت‌شان شود.

از مسئولِ آن اتاق پرسیدم: چرا همین درِ داخلِ ساختمان را باز نمی‌کنید که دانشجوها راحت باشند و زیر آفتاب نمانند؟

فرمود: دانشجو اگر راحت باشد، پررو و پرتوقع می‌شود.

طراحی زبانِ اداری و روال اداری، بر اساس همین منطق است که، مردم پررو و پرتوقع نشوند.


زمانی قرار شد کارت ملی، جایگزین شناسنامه شود، تا سند هویت افراد همیشه همراه‌شان باشد، و یک شمارۀ اختصاصی (کد ملی) نشانگر هویت شخص باشد. همین کارت ملی که در ظاهر برای سهولتِ کار اداری و راحتی مردم طراحی شده بود، دستاویزِ جدیدِ سلطه جویانِ اداری شده است. حالا کپی تمام صفحات شناسنامه و کپی پشت و روی کارت ملی و اصل شناسنامه و اصل کارت ملی و نیز کد پستی منزل و محل کار برای هر نوع کار اداری، ضروری است!

مردم ، صاحبان اصلیِ دستگاه اداری‌اند و تمام ساختمان‌ها و اتاق‌ها و میزها و پست‌های اداری، با پول مردم ساخته شده و باید در خدمت مردم باشد، اما کسی که پشتِ میز نشسته و "زبانِ اداری" بلد است و از مقررات اداری سر درمی‌آورد، خود را در موضع برتری می‌بیند و برای حفظ این برتری، و جلوگیری از پررو شدن و پرتوقع شدنِ مردم، هر روز ترفندِ تازه‌ای به کار می‌بندد.


✍دکتر اسماعیل امینی

دیشب در برنامه تیتر امشب شبکه خبر در مورد کیفیت خودروهای داخلی یا بهتر بگویم، بی کیفیتی خودروهای داخلی با چند تن از نمایندگان خودرو ساز و قطعه ساز گفتگو میکردند. جمله ای فرمودند بزرگ قطعه سازان کشور که حقیقتا شگفت آور بود و تکلیف مردم بی سواد ایران! را با خودروی وطنی مشخص کرد. ایشان در سخن حکیمانه ای فرمودند که علیت اینکه اکثر مردم از صدای زیاد قطعات مختلف در داخل خودرو شکایت میکنند این است که نه تنها سوار ماشین کره ای و یا ژاپنی (حداقل یک بار در عمرشان) شده اند بلکه خودروهای ایرانی را با خودرو چینی ای مقایسه میکنند که اصلا صدا ندارد. و این همان علت اصلی نارضایتی از خودرو داخلی است.

همه بخونیم حمد و سوره ای برای رفتگان مخصوصا برای آیت الله هاشمی 
این متن آقای ملا احمدی رو هم به دقت بخونید .
🔸پیام تسلیت رهبری دربارۀ رحلت مرحوم هاشمی رفسنجانی،حاشیه‌هایی را به‌دنبال داشت.دوستان و غیردوستان رهبری بادقت در تعابیراین پیام سعی کردند به نکته‌هایی پی ببرند.مثل اینکه چرا رهبری از تعبیر«آیت الله» استفاده نکرد؟چرا گفته است که«در آن سال‌ها»تکیه‌گاه مطمئنی بود؟چرارهبری گفته است که اختلافات نتوانست محبت عمیق «او» راکم کندو برعکسش را تصریح نکرده؟چرا از تعبیر«تلاش‌های» گوناگون به‌جای خدمات گوناگون استفاده کرده است؟چرا ازخداوند طلب «غفران و رحمت و عفو الهی» کرده است؛ و نه علوّ درجات؟
🔸پس ازاقامۀ نماز میت توسط رهبری بر پیکر ایشان، باز این پرسش مطرح شد که چرا رهبری عبارت «اللهمّ إنّا لانَعلَمُ مِنهُ إلا خیراً» را در نماز قرائت نکرده است؟! و در عوض با عبارات متعدد و گوناگون برای ایشان از خداوند طلب «رحمت و عفو و مغفرت» کرده است؟!
🔸اینکه رهبری دقیقاً به دلیل کدامین اختلاف‌نظرها و تلاش‌هایی که در پیام تسلیت بدانها اشاره کرده، اینچنین موضع گرفته است، نمی‌توان ادعای قطعی کرد. اما آنچه در این میان مهم‌‌تر است، اینست که همۀ این حاشیه‌ها و جنجال‌ها و برداشت‌ها دلالت بر این واقعیت می‌کند که:
🔸امروز رهبر ایران در میان دوست و دشمن اینگونه شناخته شده که کلمه‌به‌کلمهٔ اظهاراتش با حساب‌وکتاب است و بر اساس دلیل و منطق سخن می‌گوید و برخلاف ‌سیاستمدارانِ تاریخ و جهان، می‌توان روی حرف او حساب باز کرد
🔸امروز دیگر همه می‌دانند که رهبری، با وجود آنکه همواره به‌عنوان یک سیاستمدارِ کهنه‌کار شناخته شده، اما برخلاف آنچه که در عالَم سیاست رایج است، هیچ‌گاه بنا نداشته و ندارد که دوپهلو و مبهم سخن بگوید تا در مواقع لزوم بتواند از گفته اش فرار کند!
🔸حالا دیگر همه می‌دانند که او «صداقت» دارد و در این صداقت، حتی رفاقت شصت‌ساله هم خللی وارد نمی‌کند که در نمازش جمله‌ای را بگوید که با عقیدۀ شخصی‌اش مطابق نیست و دروغ گفته باشد! در نظرهایش تزلزل ندارد که یک روز در مقابل کسی موضع بگیرد و روزی دیگر (پس از مرگش) او را بیش از حدّ تمجید کند
🔸حالا با این حاشیه‌ها بیشتر مشخص می‌شود که او برخلاف روالِ معمولِ سیاستمدارانِ بزرگ، نان‌ را به‌نرخ‌روز نمی‌خورد که بخواهد از مرگ یک نفر برای خودش بهره‌برداری کند و او را به‌نفع خویش تصاحب کند. شخصیتی دوچهره نیست که در خفا یک‌جور نسبت به دیگران موضع بگیرد و در جَلا گونه‌ای دیگر. با مردم کشورش همانگونه صادق است که در اندرونیِ بیتش

هیچ شکی نیست که اکثریت قریب به اتفاق مردم با برنامه دور همی کیف میکنن و به طور کلی باهاش حال میکنن. ای کاش همون موقع که این برنامه شروع شده بود این مطلب رو مینوشتم تا ثابت کنم که دست کمی از اون نوسترآداموس خدا بیامرز ندارم. ولی حالا که قسمت نشده میخوام انتقادمو نسبت به این برنامه و به طور کلی همه سریالهای ساخت آقای مدیری برسونم که چرا وقتی یه برنامه ای تو اوج قدرت خودش داره پیش میره بعد از مدتی تو چاله چوله تکرار میفته؟؟؟ در مورد سریالهای پاورچین و نقطه چین این حقو کمی تا قسمتی به ایشون میدم که کار سختیه تو یک روز یک قسمت از سریال رو به آنتن برسونی، خیلی هم کار سختیه. ولی در مورد برنامه دور همی اصلا این حقو بهش نمیدم. هر جوری فکر میکنم و هر طوری حساب میکنم میبینم که جا نداره هفته ای یک استند آپ به تاخیر بیفته! دقت کنید هفته ای یکی یا حد اکثر دوتا استندآپ!!!

الان که مهران مدیری با برنامش و سبک حرفاش برای مردم یه اسطوره انتقاد شده بهتره که یه سوزن هم به خودش بزنه و حداقل احترام رو به مردم بزاره و دور همی رو مرتب پخش کنه.

لیست سریالهایی که من از ایشون یادم میاد و خودتون قضاوت کنید آخر این سریالها چی شده:

پاورچین

نقطه چین

ویلای من

قهوه تلخ

باغ مطفر

شبهای برره